الف)) در اکثر منابع فقهی گذشته، اعضایی از بدن که لازم بود «در نماز» (ستر صلاتی) و «در برابر نامحرم» پوشانده شوند با نام «عورت» یاد میشده و معمولاً احکام یکسانی برای پوشش در این دو وضعیت مطرح میشده.[۷۶] مرتضی مطهری میگوید:
ظاهراً اختلافی نیست در این که ستر صلاتی و غیر صلاتی از نظر مقدار و حدود پوشش با هم تفاوت ندارند… آنچه در نماز باید پوشیده شود همان است که در مقابل نامحرم باید پوشیده شود؛ و شاید اگر بحثی باشد در این است که آیا در نماز، زائد بر آنچه در مقابل نامحرم باید پوشیده شود لازم است پوشیده شود یا نه. اما در این که آنچه درنماز لازم نیست پوشیده شود، در مقابل نامحرم نیز لازم نیست پوشیده شود، بحثی نیست.
[۹۹]
شیخ جواد مغنیه، همین توافق بر سر یکسان بودن ستر صلاتی و غیر صلاتی را به کل علمای اسلام نسبت میدهد.[۱۰۰] البته گاه فقیهانی نیز بودهاند که احتمال به وجود تفاوت میان این دو سطح از پوشش دادهاند. به هر روی، اکثر فقها در ذیل موضوع پوشش در هنگام نماز به حدود پوشش زنان پرداختهاند. گفتنیست که در آرای به جا مانده فقیهان گذشته در این باره بعضاً تفاوتهای فاحشی با آرای فقهای امروز دارد.
ب )) مخالفان وجوب حجاب معتقدند ابن جنید اسکافی، فقیه شیعهٔ بزرگ قرن چهارم، تنها پوشاندن عورتین (پشت و جلو) را برای زن مسلمان آزاد واجب میدانسته.[۵۳][۷۶][۱۰۱][۱۰۲] اما برخی از موافقان حجاب این ادعا را رد میکنند.[۱۰۳] ترکاشوند مدعی است تا پیش از قرن هشتم، بهطور کلی فقهای شیعه معمولاً جز در موارد خاص سخنی دربارهٔ وجوب یا عدم وجوب پوشاندن مو بهطور خاص (چه در نماز و چه خارج از آن) نمیگفتند.[۱۰۴] به گفتهٔ وی حتی صاحب جواهر، هنگام برشمردن موافقان پوشش مو، از هیچ فقیهی که پیش از شهید اول و قرن هشتم باشد نام نمیبرد.[۱۰۵] عاملی، صاحب مدارک، (اوایل قرن ۱۱ هu200d.ق) دربارهٔ ستر صلاتی میگوید:
آگاه باش که در عبارت محقق حلی و نیز در کلام اکثر فقهای شیعه، نه تنها به وجوب پوشش موی سر پرداخته نشده، بلکه از ظاهر عبارت چنین بر میآید که پوشاندنش لازم و واجب نیست زیرا مو جزو جسد و بدن به حساب نمیآید.
[۱۰۶]
پس از مطرح شدن مسئلهٔ پوشش مو در میان فقهای شیعه، بسیاری از فقهای بزرگ شیعه، از جمله محقق سبزواری،[۱۰۷] ملا محسن فیض کاشانی،[۱۰۸] عاملی صاحب مدارک[۱۰۶] و مقدس اردبیلی[۱۰۹] در نوشتههای فقهی خود دلایل موجود در حدیث و آیات را برای وجوب پوشش موی سر (بعضی در هنگام نماز و بعضی بدون قائل شدن به تفکیک) کافی ندانستهاند. با گذر زمان از اواخر دورهٔ صفوی به بعد تصریح علمای شیعه به واجب بودن پوشش مو (و گردن و برخی اعضای دیگر بدن) بیشتر شد. ترکاشوند میگوید ملا احمد نراقی، فقیه بزرگ دورهٔ قاجار، پوشاندن موی بیرون مانده از روسری را در هنگام نماز (بدون ذکر فتوای جداگانه برای حالت خارج از نماز) برای زنان واجب نمیدانست.[۱۱۰] سوزنچی انتساب این موضع به شخص نراقی را رد میکند و معتقد است که نراقی تنها توضیح داده که بدون اتکا به اجماع وجوب پوشش بیش از این حد قابل اثبات نیست.[۱۱۱]
از میان مجتهدان معاصر شیعه، تنها احمد قابل[۱۰۱] صراحتاً وجوب حجاب را رد کردهاست و محسن کدیور نیز آن را به شدت زیر سؤال بردهاست.[۵۳] سایر فقهای معاصر شیعه و تمامی مراجع تقلید شناخته شده، حجاب تمام بدن و موها به جز صورت و دو دست را برای زن مسلمان غیرکنیز واجب میدانند
برخی از مخالفان حجاب و به خصوص اجباری بودن آن، واجب نبودن حجاب بر کنیز را گواهی بر این نکته میگیرند که هدف از فرمان حجاب رعایت امنیت جنسی جامعه نبوده، چرا که کنیزان نیز، حتی گاهی بیش از زنان آزاد عرب، دارای جذابیت جنسی بودند.
گروه دیگری از مخالفان حجاب که به کارکرد جنسیتی آن معتقدند، ادعا میکنند که «حجاب زنان را تبدیل به یک شیء»[۱۱۲] میکند.
برخی این گفته که حجاب برای محافظت زن است را در تناقض با قانون شیعی ازدواج موقت میدانند.[۱۱۳]
و در بدترین حالت حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان میدانند.[۱۱۴] به گفته مخالفان حجاب: از دیدگاه فلسفهٔ حجاب، زن سرچشمهٔ تهییج شهوتهای جنسی مردان است[۱۱۵]
به علاوه گفته میشود که در سینمای هند (که نشان دادن برهنگی تا اندازهای مجاز است) از حجاب به عنوان نوعی وسیله برای تهییج جنس مخالف استفاده میشود.[۱۱۶]
گروهی از مسلمانان ادعا دارند حجاب وسیلهای برای محدود کردن زن به خانه نیست بلکه حجاب وسیلهای برای حضور سالم زن در اجتماع است.[۱۱۷]
ضرورت دیگر وجود حجاب از دیدگاه بسیار ی از مسلمانان محدود کردن ارضای میل جنسی به محیط خانواده برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری در جامعه است.
از نظر مرتضی مطهری:[۱۱۸]
علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافتهاست این است که میل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنانکه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرائی از این نوع حس شکارچیگری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهای بدن نما و آرایشهای تحریککننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیدهاست.
از نظر جوادی آملی، قرآن وقتی دربارهٔ حجاب سخن میگوید، میگوید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند؛ بنابراین، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز میداند.[۱۱۹]
حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد، نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش است. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حقالله مطرح است و خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد.[۱۱۸]
به گزارش ایسنا، احمد جنتی در خطبههای یکی از نمازجمعههای تهران دربارهٔ حجاب اعلام داشت که، حجاب نقش اثرگذاری در جامعه دارد و تنها مسئلهای شرعی نیست، چراکه حجاب فلسفه دارد که جلوی حرامزادگی را میگیرد.[۱۲۰]
مرتضی مطهری، دانشمند و فیلسوف اسلامی، استحکام خانوادگی را یکی از مهمترین دلایل عقلی حجاب میداند، او معتقد است برهنگی و نبود پوشش مناسب عامل آزادی روابط جنسی و در نتیجه ولنگاری و بی بندوباری جنسی است و همین موجب تضعیف روابط زوجین شده و زندگی آنها را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد[۱۲۱] او میگوید:
تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود میکند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده میشود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت، و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه میدهد و آنها را ملزم میسازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان میبخشد.[۱۲۱]
یکی از دلایل عقلی حجاب از نظر اندیشمندان اسلامی، مسئله آزادی فکر است،
از آنجا که یکی از ویژگیهای شخصیتی زنان، توجه به ظاهر و آراستگی خود میباشد، نبود پوشش مناسب موجب ایجاد مشغولیت ذهنی برای زنان شده و آنان را درگیر ظاهر خود میکند، از طرفی برهنگی تأثیر بسیاری در تحریک شهوت داشته و مسلم است که وقتی افراد درگیر شهوت خود باشند، دچار مشغولیت فکر شده و از آزادی فکر جهت نیل به اهداف علمی و انسانی بازمیمانند.[۱۲۲]
دین اسلام با ضروری دانستن حجاب، از اینکه زن تنها وسیلهای برای رفع شهوت باشد، جلوگیری کردهاست، مرتضی مطهری در تفسیر آیه (ذلِک ادْنی انْ یعْرَفْنَ فَلایؤْذَینَ) میگوید: این کار (حفظ پوشش) برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمیدهند بهتر است و در نتیجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر میگردد.[۱۲۳]
عبدالله جوادی آملی، با اشاره به آیه ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین[۱۲۴]>> میگوید:
حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند[۱۲۵]
یکی از دلایلی که برای ضرورت حجاب مطرح شدهاست، موضوع محفوظ بودن چیزهایی است که گرانبهاتر هستند، خطبای اسلامی همواره با تمسک به این موضوع، بحث حجاب را مطرح میساختهاند، در مبحث حجاب سید ابوالحسن مهدوی آمدهاست:
عقل میگوید هر شخص یا شی، هر چه ارزشمندتر باشد، باید محفوظتر باشد؛ مثلاً چرا هزار نیروی امنیتی، از فلان رئیسجمهور دنیا حفاظت میکنند؟ آیا با این حفاظت، او را محدود میکنند؟ نه! اتفاقاً با این کار به او آزادی میبخشند تا بتواند بدون مزاحمت و خطر به وظیفهٔ اصلیاش که اداره کشور است، بپردازد![۱۲۶]
اندیشمندان دینی، با اشاره به اینکه حجاب یکی از میراث ملی ایران و در دوران قبل از اسلام وجود داشتهاست، همواره بر حفظ حجاب به عنوان یک فرهنگ صحیح ملی و ایرانی تأکید داشتهاند. ویل دورانت، پژوهشگر آمریکایی میگوید:
در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد[۱۲۷]
همچنین بنفشه حجازی، پژوهشگر تاریخ زنان ایران، در کتاب زن به ظن تاریخ، مینویسد:
لباسهای زنان در دوره اشکانی پیراهنی بلند تا به روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین دار یا بدون آستین و یقه راست بودهاست، پیراهنی دیگر داشتهاند که روی اولی میپوشیدند، قد این نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بودهاست، روی این دو پیراهن، چادری سر میکردهاند. زنان عهد ساسانی گاهی چادر گشاد پرچین به سر میکردند که تا به وسط ساق پا میرسیدهاست.[۱۲۸]
سید ابوالحسن مهدوی معتقد است که نوع پوشش میتواند تأثیر زیادی در حفظ یا نابودی اصل حیا داشته باشد. وقتی بیبندوباری جنسی، بیحجابی و در نتیجه فضای شهوترانی در جامعه عادی شود، طبیعی است که درصد زیادی از مردان، درگیر شهوتپرستی در فضایی غیر از خانه خواهند شد.[۱۲۹]
محسن قرائتی ۱۷ پیامد برای نبود حجاب عنوان میکند: ۱-سوءظن نسبت به آنان، ۲-توطئه برای ربوده شدن آنان، ۳-گسستن نظام خانواده، ۴-تحریکهای نابجا و به هم خوردن تعادل روحی، ۵-گرایش به خودنمائی و تجملات، ۶-ضربه علمی به دانشجویان و از بین بردن تمرکز فکری آنان نسبت به درس و مطالعه، ۷-خجل کردن افراد بیبضاعتی که توان تهیّه اینگونه لباس و تجمّل را ندارند، ۸-ضربه اقتصادی، زیرا به جای دقّت در کار، به هوسبازی سرگرم میشوند، ۹-به ناکامی کشاندن زنان و دخترانی که شکل و رویِ در خور توجّهی ندارند، ۱۰-ایجاد دغدغه برای والدین، ۱۱-راضی کردن هوسبازان، ۱۲-پیدایش رقابتهای منفی، ۱۳-فرار از خانه، ۱۴-پیدایش اطفال نامشروع، ۱۵-بروز امراض مقاربتی، ۱۶-پیدا شدن امراض روانی، ۱۷-پیش آمدن مسائلی از قبیل سقط جنین، خودکشی یا دیگرکشی یا حمله به دیگران و حوادث رانندگی و…[۱۳۰]
برچسب:
نویسنده: بهراد سلیمانی